ما ماتریالیست خدا پرست هستیم.
داستان سراسر حادثه (دکتر بهرام صادقی)
با تشکر از دوستان استاد و استاد دوستان که با کامنت های نیم الی یک صفحه ای چند صباحی موجبات سرور این بنده ی ناچیز حق تعالی را فراهم نمودند.
روزی همه ی کلاسیک بسیج شد علیه نیما و نیما فحش.... داد به شاملو به خاطر شعر منثور ولی تاریخ به هیچ چیز توجه نکرد و راهش را رفت.به قول عزیزی تاریخ دو بار تکرار میشود یک بار به صورت تراژدی و یک بار به صورت کمدی.خدا را شکر ما در همه ی زمینه ها در مرحله ی دوم هستیم .
بیانیه
متاسفم که این پست باعث شد اقای موسوی دوباره فضای مجازی رو تحریم کنند.
به خاطر اینکه بچه ها کم کم داشتند لایه های پنهان شخصیتشون رو به این طرف سرازیر می کردندو این پست مکانی شده بود برای پس دادن درس هایی که یاد گرفتند.مجبور شدم فعلا یه سدی دم احساسات استاد دوستانشون ببندم.
دیگه شوخیا داشت لوس و تکراری می شد.
منتظر پست بعدی باشید.
ما هر چه را که باید
از دست داده باشیم از دست داده ایم
ما بی چراغ به راه افتادیم
فروغ
تب پست مدرن
تا حالا غزل پست مدرن خوندی؟
نمی دونم چرا همه ساکتند .وقتی مردم لباس پادشاه رو تحسین می کنند،چرا می ترسی بگی لباسی تنه پادشاه نیست ؟
۱)در شعر پست مدرن از کلمات منسوخ شده استفاده می شود .
در سرد خانه فارغ التحصیل می گشتند
اعلامیه اعلامیه شاگرد اول ها
برای تو که در اغاز زندگی هستی
چگونه حرف ز پایان ماجرا بزنم
۲)استفاده از لغات بی معنا
تمام فلخفه ی تو تمام خفسطه ی من
۳)اوردن کلمات عریان در شعر
یک تخمک رسیده به اسپرمت
۴)بازی با مسائلی که جزء ارزش های عوام هستند
به چیز برگر خشمزه ی امام حسین
به حرف اول ارتباط یعنی عین
به چادرم که سه سال است رفته ای زیرش
به شهر خسته ی من با هوای دلگیرش
سکته ها ،اشتباهات وزنی،بی ربط بودن هر مصراع با مصراع بعد وقبل خودش وووووووووووووووو
نیمه هایی از یک غزل پست مدرن از دکتر مهدی موسوی(کتاب فرشته ها خود کشی کردند)
به رستوران خوش.....م امد بله! بفرمایید
کدام عاشق بودن ؟......نگاه کن به منو
زنی که گرم گرفته،سکوت سرد ......و ماست
خوراک جوجه پاییز،نه!پرنده پلو!!
مرا کنار خودت تا خودت دراز بکن
اتل متل که از این پای عشق بچه نشو
که هی بهانه نگیر که هی تو را ......هی هی
بمیر چوپان.....گرگ بود بره تو
و تا انار .....و یک غنچه.......یک(سه تا نقطه)
بریز در وسط من مرا بریز یهو
وسط که فال بگیرم تو را ورق بزنم
به واژه های قدیمی به ترس هایی نو
نایست پشت چراغی که سبز نیست مرا
به چپ به راست به زن به.......عقب.....ویا به جلو
مرا بمنفجران در میان این کلمات
مرا بمیر .....مرا هیچ کن و دود برو!!!!!!!!!!!
منتظر بچه هایی که واقعیت ها رو می بینند هستم
از توضیح واضحات خوشم نمی یاد .اما با خوندن کامنت ها لازم دیدم این کار رو بکنم.در واقع این جریان با دکتر براهنی شروع شد.افراد سر شناسی هم پشت این جریان بودند.جوونای زیادی رو هم جذب کرد که اغلب از استاد های خودشون موفق تر بودند.اما حالا کجاند؟
بگذریم............
با تحقیق هایی که درباره ی غزل پست مدرن داشتم.و خواندن مصاحبه ها و مقاله هاو کمک های فاطمه اختصاری عزیز برای به دست اوردن لیست کتاب هایی که این افراد می خوانند و فیلم هایی که می بینند تازه فهمیدم مشکل کجاست.مسئله خیلی ساده است سر در گمیه جوونای یه کشور جهان سومیه وارداتی که هیچکاک رو هم زمان با دوید لینچ عرضه می کند.ولی جناب موسوی با توهین کردن به امام حسین نمی تونید این کشور بومی و سنتی رو پست مدرن کنید .این راه کار ادم رو یاد کلاه پهلوی می ندازه.
به زودی با شاخصه های شعر اوانگارد در خدمتتون هستم
دوباره بوی تند هرزگی بوسه هاش تلخه
توی راه پله میاد و همه دنیا زیر پاشه
صدای اربده بازم دوسه تا شیشه همراشه
زیر پاهاش داره خواب گل قالی رو می دزده
ته چشماش میلرزم من تا میبینم در و بسته
یه سینی پر از ترس و یه چای تلخ جوشیده
بلند میشه بیاد پیشم دل من غرق تردیده
زیر مشت گره کردم رد شلاق و زنجیره
میذاره دستشو رو جای سیگارو دیگه دیره
نگاهش میکنم قلبم اسیر چشم گیراشه
بدون اون منم هیچم همه دنیا تو دستاشه
۱۳۸۷
این یکی از ترانه های قدیمیه منه خوشحال میشم نظراتونو بخونم در ضمن به خاطر غیر فعال بودن کامنت ها معذرت میخوام
با گریه از سحر بخواه یه فرصتی به شب بده
شاید حالا که باهمیم لحظه مجالمون نده
بذار که جاده هم یه روز به گرد پاهات برسه
سپیده ی صبح وداع میشکنه هر کی بی کسه
نترس همیشه هم مسیر خدا همین نزدیکیاست
تب خزون غم زده تقصیر بغض ما دوتاست
بیا بشین کنار من تو از تبار رفتنی
برق غریب تو نگات میمیره وقتی با منی
دشنه ی تیز موندنو به کوره راه شب بزن
بیا و بچگی نکن از این جدایی دل بکن
۱۳۸۶
قول میدم اینبار بیشتر بمونم
لطفا نظر بدید
میخوام گم شم تو این وحشت لب فریاد و میبوسم
تمام کوچه های شهر تو ی چشمام هراسونن
چرا تفتا سر کوچه دارن مرثیه میخونن
مسیر پله ها گیجن تن سرد خونه تاریکه
تمام وسعت عشقم تو این دالون باریکه
تو که موسای تو چشمات تن دریا رو میشکافه
چطوری جا میشه حالا زیر سردی ملافه
یه عمره لحظه های من توی قبر و کفن پوشن
دو سه تا بند رخت پیر فقط مشکی رو میپوشن
تو که بودی همش خورشید از این پس کوچه رد میشد
تو که بودی تن پرده شبا رقصو بلد میشد
حالا راهی که من میرم تهش بن بست بن بسته
میخوام امشب بیام پیشت ببین دور گلوم بسته
دوباره خاطرات کهنه از نو
میخوام پای خیابونو ببوسم
همیشه با تو و این بار بی تو
تو که پشت همین شب قد کشیدی
میگی باور کنم من رو ندیدی
درست وقتی که جاده پا به پات رفت
به جای هر دلی از نو تپیدی
کسی از من نشونیتو نپرسید
دیگه این شهر هرزه بی تو پوسید
ببین کارم کشیده تا کجاها
کدوم مجنون به حال من نخندید
به ماه اسمونم میسپارم
بیاد دنبالتو تنهات نذاره
نخواستی روی پلک من بمونی
یکی میگفت که این نحسی می یاره
یه روزی خواب تو پر میشه از من
همه راهاپشیمون بر می گردن
خیابونم قدمهاتو می بوسه
می افته زیر پات اما نه با من


